كمترين اشعهاى از انوار علم حضرتش بر جهانيان تافته است و نور ضعيفى از فروغ ذات لايزالش بر ذرات عالم منعكس شده است كه تمام دانايان جهان از آن نور ، دانش يافته و همه نوابغ روزگار از اشعه آن نصيبى فرا گرفتهاند . او خود چنين مىفرمايد :
« وَ لَوْ أَنَّ مَا فِى الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ » . « 1 »
قبل از ترجمه آيه بايد متذكر شد كه خداوند گاهى از علم خود تعبير به كلمه مىكند ؛ چه آن كه كلمات تدوينى كتاب او و كلمات تكوينى آفرينش او حكايت از دانش ذات دارند و اسمِ حاكى ، بر سبيل مجاز ، اطلاق بر محكى شده است . او مىفرمايد :
سعه علم خداوندى آن چنان است كه اگر درختها قلم و اقيانوسها دوات گردند و بالملازمه نويسندگان ماهر بنويسند و بر جوهر خودنويسشان چندين درياى ديگر اضافه گردد ، سخنان حق تعالى و كلمات حضرتش پايان نپذيرد .
پس علم هر عالمى از او است و با اين همه :
« وَ مَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » ؛ « 2 »
و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است .
در سخنان قبل اشاره شد كه بشر را معلمانى بسيار است و هر يك نوعى از دانش را بر وى تعليم مىكنند و بايد معلوم شود كه آنها از مأموران تربيتى خداوند هستند كه علاوه بر تعليمات بلا واسطه حق ، آنها نيز به تعليم و تربيت اين موجود كريم النفس و شريف الذات مشغولاند . و حال ، در تعقيب آن سخن ، شمهاى از كيفيت تعليمات معلم اول هستى گوش مىدهيم :
پىريزى تكوينى تعليم و تربيت
مهمترين طرز تعليم از بعد فلسفى و ديدگاه عقلانى ، تشكيل زمينه و آماده كردن محل مناسب براى انتقال صور از خارج و تأسيس كارخانهاى در داخل كه از مواد اوليه
هامش
( 1 ) سورهء لقمان ، آيهء 27 .
( 2 ) سورهء اسراء ، آيهء 85 .