حاجت دارم ، او را مىخواهم . يك سال شبها ماند و بعد حاجتش را گرفت . آن چه بود ؟ خدا اجازه بده اين روح من و اين جان من در راه تو به شهادت برسد . « بارك اللَّه » .
ببين انسان چه آرزويى دارد ؟ چه آرزويى مىكند ؟ و مىرسد ، تا آخر آن چنان شد كه بدنش را هم پس از كشتن و به دار آويختند ، آتش زدند به بدنش ؛ به جرم اين كه انسانى است كه به مذهب تشيع علاقه دارد . شهادت مقامى است كه ايشان گرفت .
انبيا اساتيد تشريعاند
چرا ؟ اين جوريم ؟ چرا عقب ماندهايم ؟ چرا راه نمىرويم ؟ چرا حركت نمىكنيم ؟ از اساتيد تشريع يكى انبياى عظام است . هر يك از آنها استادى است براى ما ، درسى اعطا مىكنند و كتاب آنها كتاب آسمانى آنهاست كه از اين كتاب به ما مىآموزند . اينها استاد ما هستند . پروردگار همه اينها را در قرآن ابراز مىكند .
« ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ * ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ » ؛ « 1 »
سپس راه را بر او آسان گردانيد . آن گاه به مرگش رسانيد و در قبرش نهاد .
« فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ » ؛ « 2 »
پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است ؟
ما اين استادها را لازم داريم و در ذيل اين سه آيهء شريفه اين جمله ذكر شده است :
« فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ » ؛ « 3 »
ببينيد انسان و مطالعه و دقت كند به طعامش . و عن الصادق عليه السلام :
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى عِلْمُهُ الَّذِى يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُه . « 4 »
انسان بايد ببيند دستوراتش از كجا مىرسد ، استاد تشريعىاش كيست ؟ انبياء استاد تشريعىاند استادهاى رسمى شما هم استاد تشريعى . « فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى عِلْمُهُ الَّذِى يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُه » . استادى كه روحش قوى است ، روحش ايمان دارد روحش تقوا دارد ، كمال دارد ، در نزد آن استاد بنشين .
هامش
( 1 ) سورهء عبس ، آيهء 20 - 21 .
( 2 ) سورهء طارق ، آيهء 5 .
( 3 ) سورهء عبس ، آيهء 24 .
( 4 ) المحاسن ، ج 1 ، ص 220 .