حوزه بايد به نياز جامعه شيعه ، امّت اسلام و بلكه همه انسانها به دين و معارف الهى ، جوابگو باشد . البته حوزه امروز ، تا رسيدن به اين هدف ، فاصله زيادى دارد ؛ ولى خوش بختانه امروز ، هدف حوزه ، مشخّص است و راه طلبه روشن است و استعدادهاى او به كار مىافتد و كمتر اتلاف مىشود .
بايد رفت به سمت اين كه پيام خداوند ، به گوش و بلكه به جان همه بشر برسد .
همه بشر ، امّت پيامبر گرامى اسلاماند . كتاب خدا ، كتاب همه بشر است . پيامبر اكرم و قرآن كريم ، فرستاده خداوند به سوى همه انسانها هستند . پس ما بايد اين پيام و اين پيامبر را به همه جهانيان معرّفى كنيم . من اين جلسه امروز را و اين بحثها و تحقيقات حديثى را كه در حوزه قم پا گرفته ، تلاشها و ابتكاراتى در آن مسير مىبينم و از اين رو ، شايسته تقدير مىدانم .
امّا در بارهء موضوع اين نشست ( رابطه فقه و حديث ) ، عرض خواهم كرد كه فقه چيست و حديث چيست و بعد ، رابطه اين دو را هم خواهم گفت .
فقه
واژهء « فقه » ، يك معناى لُغوى و دو معناى اصطلاحى دارد . معناى لُغوىاش « فهم » و « فهم عميق » است . در دعا آمده است :
اللهمّ أعطنى بصيرة فى دينك و فهماً فى حكمك و فقهاً فى علمك ؛
در علم دينت و در معارف الهى ، به ما فهم عميقْ عطا كن .
يك كاربرد اصطلاحى « فقه » ، اطلاق آن بر فعل خاصّ « استنباط احكام شرعى از ادلّه » است . پس فقه در اين جا معناى مصدرى مىدهد :
العلم بالأحكام الشرعية الفرعية عن أدلّتها التفصيلية ؛
دست يافتن به احكام فرعى شرعى از طريق ادلّه تفصيلىاش .
مىبينيم كه لفظ « فقه » در اين جا وضع شده است براى يك نوع علم خاص .
اصطلاح « فقيه » هم به دارنده همين علم ، اطلاق مىشود .
كاربرد اصطلاحى ديگر « فقه » ، اطلاق آن بر مجموعه همان احكام فرعى شرعى