خاصى باشد . حضرت آدم عليه السلام شريعتى نداشت ؛ اصولى داشت كه با عبادات مختصرى توأم گرديده بود . هيچ يك از مطالب فقهى ، نظير طهارت و ديات و احكام اجاره و تجارت و نكاح و مزارعه و مساقات و حدود و قصاص و غيره تا زمان حضرت نوح تشريع نشده بود ، بلكه بشر ، بر طبق آنچه تفكرش اقتضا مىنمود ، عمل مىكرده است و خداوند شريعت و احكام دين را اولين بار توسط حضرت نوح به جامعه عرضه كرد :
« كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ » .
همه مردم جهان ملتى بودند كه در زير چتر عقل خود زندگى مىكردند و برنامهاى الهى نداشتند و برنامههاى الهى بعداً براى آنان تشريع شد . مفسرين نيز در تفسير « امت واحده » گفتهاند :
اى كانوا يعملون على وفق عقولهم و على وفق ما يقتضيه عقولهم ؛
يعنى مردم بر وفق عقول خويش و آن گونه كه خردهايشان اقتضاد مىنمود ، عمل مىكردند .
بنا بر اين ، اولين دين با اسكلت خاص خويش ، در زمان حضرت نوح در ميان جامعه پيدا شد و آن گاه تكامل پيدا كرد تا به شرع انور رسيد كه پيامبر اسلام تبليغ آن را عهدهدار گرديد .
در شريعت اسلام ، بنيانگذار مكتب تشيع امام صادق عليه السلام است ؛ بدين معنا كه اسلام واقعى و شريعت حقيقى از زبان مبارك امام صادق منتشر شد ؛ اما متأسفانه اهميت و منزلت امام صادق عليه السلام در ميان ساير فرق اسلامى شناخته نشده است . دشمنان با ترفندهاى گوناگون حق امام صادق را ضايع نمودند ؛ چنان كه خود مىفرمايد :
در آيهء شريفهء « وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ » ، ماييم نفوسى كه زنده زنده در گور شدند .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٦٢