صُنع خداوند در عالم امكان و تكوين ، رنگآميزى اوست ؛ اما نحوه ديگرى از رنگآميزى نيز وجود دارد كه از موارد ياد شده ، مهمتر و دقيقتر است و آيات شريفه قرآن نيز دلالت بسيارى بر آن داشته و هدف عمدهء ما نيز توجّه به آن است .
هنگامى كه خداوند در سورهء مباركهء بقره احوال مؤمنين و كفار را بيان مىكند ، مىفرمايد :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً » .
مؤمن كسى است كه قلبش به سوى حق متوجه شده و آن گاه يك سره تسليم خداوند گردد . « صِبْغَةَ اللَّهِ » ، يعنى « صِبْغَةَ اللَّهِ صبغة » .
ايمانى كه در روح ماست ، رنگى است كه خداوند آن را به روح ما عنايت فرموده است . اين معنا يكى از مهمترين معانى « صبغة اللَّه » است كه بايد مورد توجه واقع شود .
وقتى انسان در مقابل دو راهى ايمان و كفر واقع مىشود ، مؤمنين مىگويند :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً » .
يعنى : خداوند ما را رنگآميزى كرده و به روح و روان ما رنگ ايمان داده است و دل و جان ما را از رنگ كفر محفوظ داشته است و كيست كه بهتر از خدا رنگآميزى نموده و روان را به رنگ ايمان مزين نمايد ؟
البته توجه به اين نكته نيز حايز اهميت است كه خداوند رنگآميزى ايمانى افراد را به خود ايشان واگذار كرده و تا زمانى كه جسم خاكى افراد حجاب روح و روان آنان است ، اين رنگ ، روشن و آشكار نمىشود . لسان الغيب ، حافظ در اين ارتباط مىگويد :
حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم * خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم
يعنى بدن من غبارى است كه بر چهرهء جانم نشسته است و من در آرزوى روزى هستم كه بتوانيم اين غبار را از چهره جان و روانم بزدايم و اين لباس كثيف را از آن مُلبّس نورانى به در آورم و به سوى عالم برتر حركت كنم .
پس رنگ خاصى - كه روح انسان دارد - « صبغة اللَّه » است و آن بهترين رنگهاست