تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مسئلهء 2 . حرام است نبش قبر مؤمن مادامى كه بدن او حتّى استخوان‌ها پوسيده و خاك ، نشده باشد . مسئلهء 3 . حرام است نبش قبر علما و شهدا و امامزادگان كه قبرشان زيارتگاه مسلمين است ، حتّى پس از مدّت مزبور . مسئلهء 4 . واجب است نبش قبر مؤمن در صورتى كه محلّ غصبى و يا با كفن غصبى دفن شده و صاحبشان راضى نباشند ؛ و يا آن‌كه غسل و يا كفن و يا حنوط وى فراموش شده باشد ؛ و يا اثبات حقّ واجبى ، متوقّف به نبش قبر و ديدن او باشد ؛ و يا در قبرستان كفّار و يا در جايى كه سبب هتك حرمت مؤمن است ، دفن شده باشد ؛ و يا آن‌كه وصيّت كرده ، او را قبل از دفن ، به يكى از مشاهد شريفه نقل كنند و عصياناً يا نسياناً در جايى ديگر دفن كرده باشند ؛ و اگر بدون نماز دفن شده ، بايد بر قبر او نماز بخوانند و نبايد نبش شود . مسئلهء 5 . تجهيز كفّار بر طبق تجهيزات مؤمن ، يعنى : غسل دادن ، حنوط نمودن ، كفن كردن ، نماز خواندن ، و در مقابر مسلمين ، دفن نمودن حرام است . مسئلهء 6 . تجهيز مرتدّ فطرى و ملّى و اطفال كفّار ، به نحو تجهيز مؤمن ، حرام است . مسئلهء 7 . بُغاة ( يعنى كسانى كه عليه امام حق ، خروج كرده‌اند ) و نَواصب ( يعنى دشمنان اهل بيت عصمت عليهم السلام ) و غُلاة ( يعنى كسانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّهء اطهار عليهم السلام را در رتبه ، ما فوق بشريّت ديده و براى همه يا برخى از آنان ، منصب الوهيّت ، يا بعضى از شئون الوهيّت را معتقد باشند - تجهيزشان برطبق تجهيزات مؤمن ، حرام است .

تيمّم

« تيمّم » يعنى يكى از سه مقدّمهء تحصيل طهارت معنوى ، نوعى از پاكى و طهارت خاكى ، وسيلهء خضوع نفس ، مصداق رفع حرج ، راه گذشت از مشقّت . مسئلهء 1 . واجب است بر كسى كه آب براى وضو يا غسل پيدا نمىكند و يا استعمالش بر بدن او مُضرّ است و يا مستلزم حرج و سختى است و يا آن‌كه وقت نماز ، فوت مىشود ، تيمّم كند .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 83 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي