فايده ، چيزى است كه به دست شما مىرسد ، از قبيل سود تجارت . . . 342
قباحت و زشتى از آن ملّتى است كه امر به معروف و نهى از منكر . . . 264
كسى از شما منكرى را مشاهده كند ، بايد آن را در صورت امكان به نيروى . . . 284
كسى كه اداى حقّ من بر او ميسور نباشد ، او را در حلّيّت قرار دادم 336
كسى كه به سوى سلطان ديكتاتورى برود و او را به پروا . . . 264
كسى كه چيزى از خمس را بخرد ، خداوند عذرش را نخواهد . . . 378
كسى كه غايب است ، مىتوان در . . . 430
كسى كه مشاهده كند ظلمى مورد عمل است و يا به . . . 283
كسى كه منكرات را به قلب و دل و زبان انكار نكند ، . . . 262
كشتن زانى تثبيت نمىشود مگر آن كه چهار نفر . . . 449
ما آنها را براى شيعيان ، حلال نكرديم جز به منظور اينكه . . . 379
مال مورد شهادت را ضامن هستند و غرامت آن . . . 452
مبادا در محاكمهء بعضى از شما با بعضى ديگر ، پيش اهل جور برويد . . . 296
متّهم به حد را سوگند نمىدهند 434
مردم ! از مواعظى كه خداوند به دوستان خود مىنمايد و احبار را . . . 262
مردم از ناحيهء اشتهاى شكم و شهوتِ ازدواجشان ، بدان جهت كه حقّ مالىِ ما . . . 336
مردم تا مدّتى كه در امر به معروف و نهى از منكر . . . 262
مردى به حضور امير المؤمنين عليه السلام رسيد ، گفت : من اموالى كسب كردهام . . . 323
مردى به على عليه السلام از شخصى شكايت برد كه او بر من افترا بسته . . . 434
ملّتى در آخر الزمان خواهند آمد كه از ميانشان گروهى . . . 279
من اين كار را مذمّت نمىكنم ، بلكه توبيخ من متوجّه است به نصب كردن كسى 216
من پيوسته نفس خويش را به اعمالى به نام تقوا رياضت مىدهم 25
من در ميان شما به وسيلهء شهود و سوگندهاى شما قضاوت مىكنم . . . 426
من دوست دارم كه بردارى و قسم هم بخورى 438
منكر را به سوگند وادار ؛ و اگر منكر ، قسم را به او برگرداند . . . 427
مىدانى از چه راهى اين مردم در زنا مىافتند ؟ . . . 338
مىنگرند كسى را كه از خود شما باشد از آن اشخاصى كه احاديث ما را . . . 295
نصف سود را دريافت دار و نصف ديگر را به وى ده و بحِل كن . . . 427
نه خير ؛ اين عمل ، خيانت است 438
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 552
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٥٢