دعا شجاعت بخش ، تحريك آور بسوى انقلاب ، عامل پيدايش دوستى و محبّت در دلها نسبت به خدا و دوستان او و موجب بوجود آمدن بغض و كينه نسبت به دشمنان خدا و مخالفان راه حقيقت و جانبداران باطل است .
دعا وسيلهء دفع آسيبها و حوادث ناگوار ، سپرى محكم در برابر مصيبتها و بلاها و گرفتاريها ، تحقق بخشندهء شرائط قبولى اعمال و سبب شمول رحمت حقّ است .
دعا مولّد صفت توكّل و التجا به مبدأ قدرت است ؛ مبدئى كه بر همه چيز مسلّط و در همهء موجودات متصرّف مىباشد .
دعاهاى وارده علاوه بر آنكه روشنگر حقائق و آموزندهء بعضى از علوم و معارفند ، انسان معتقد را به انجام آنچه كه بايد بجا آورد و ترك اعمالى كه بايد از آنها دورى نمايد ، وادار مىكنند .
برخى چنين مىپندارند كه : دعا عبارتهايى مانند « ورد » و « طلسم » است كه هنگام گره خوردن كارها بايد خوانده شود تا بسبب اثر فزيكى آن ، گره از مشكلات باز و حاجتها روا گردد . بنابر اين عقيده ، دعا غالباً نقشى جز مُقدّميت براى خواستههاى دنيوى ندارد و اسلام كه در بارهء آن تحريص و تشويق فراوان نموده ، آن را بجاى كار و كوشش دانسته و جايگزين عمل در زندگى قرارداده است . چنانچه برخى نيز خيال كردهاند : دعا در برنامههاى اسلامى وسيلهء تخدير اذهان ملّت ، مانع از حركت و جنبش عليه ستم ، دست آويز براى توجيه سستى و تنبلى است .
فساد و بطلان اين پندارها از آنچه سابقاً آورديم روشن مىشود ؛ چه آنكه اولًا : دعا تنها جنبهء مقدميّت ندارد ، بلكه خود عبادتى است مستقّل ، داراى آثار مخصوص و نتائج فراوان . ثانياً : اگر فرض كنيم كه دعا فقط وسيلهايست براى رسيدن به هدف ، باز هم اين اشكال كه دعا در اسلام جانشين كار و كوشش است
مفتاح الجنان ومصباح الجنان — صفحة 17
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧