تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
( 3 )

فهرست اشعار

كي رفته‌اى ز دل كه تمنّا كنم تو را * كي بوده‌اى نهفته كه پيدا كنم تو را
291
رومى چو يكى قطره كه از بحر جدا شد * آمد به سبو باز بشد جانب دريا
324
ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم * موجيم كه آرامش ما عدم ماست
324
دهنده‌اى كه به گُل نكهت وبه گِل جان داد * به هر كه آنچه سزا ديد ، حكمتش آن داد
299
يارم چو قدح به دست گيرد * بازار بتان شكست گيرد
216
از نيستان چون مرا ببريده‌اند * از نفيرم مرد وزن ناليده‌اند
469
ذات نايافته از هستى بخش * كي تواند كه شود هستى بخش
304
نه مركّب بود وجسم نه مرئى نه محل * بي شريك است ومعاني توغنى دان خالق
411