شكرش ، شكر گويم » . وچون پيدا شد ، تنها الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ گفت . « 1 » رَبِّ الْعالَمِينَ .
كه مربّى حقيقي وپرورش دهندهء تدريجي ومدبّر أمور همهء جهانها است .
جهانِ فرشتگان وآدميان وپريان وحيوانها وجمادها وجهانهاى تابعه ، كه خلق وپديد آوردنِ همه وتربيت واز نقص به كمال رساندنِ همه ، از آن أو وتحت ارادهء بالغهء أو است ، چنانچه فانى كردنِ همه در وقت مقرّر نيز از آنِ أو ومخصوص مشيّت تامّهء أو است . وربوبيّت ، از صفات فعل خداوند است .
و « عالَم » بر وزن « خاتَم » در لغت به معناى « ما يُعلم بِه » است ؛ يعنى چيزى كه به وسيلهء أو چيز ديگرى معلوم شود . واين كلمه ، بر هر جوهر وعَرَض گفته مىشود مانند عناوين كلّىِ فوق . وبر مجموع ما سِوَى اللَّه نيز اطلاق مىشود ؛ زيرا همهء آنها وسيلهء معرفت حضرت حقّ است .
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
كه بسيار بخشنده نعمت واحسان كننده است .
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ .
« مالك » و « مَلِك » هر دو خوانده شده وهر دو قرآن است .
« مالك » يعنى متصرّف ومسلّطِ كامل بر همه چيز . و « مَلِك » يعنى پادشاه وحاكمِ مطلق بر همه كس .
و « دين » به معناى شريعت وحساب وپاداش است .
وحاصلِ معنا آنكه : خداوند ، در روز رسيدگى به شريعت وحساب وپاداش ، داراى تسلّط وحكومتِ مطلق است .
ومبدأ وآغاز آن روز ، از ابتداى به هم خوردنِ نظام آسمانها وكُرات جَوّى وكهكشانها است ؛ وپايانش ، وقت اتّصال به ابديّت وزماني است كه هر يك از أهل
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 97 ، ح 18 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 33 ، ح 13 .