و بيشتر آنها ايمانآورندهء به حق و مؤمن نبودند .
وَإِنَّ رَبَّكَ . . . به درستى كه پروردگار تو اوست غالب كه در انتقام مغلوب نگردد و مهربان است كه بدون استحقاق عذاب نفرمايد .
نكته : در نفى ايمان از اكثر ايشان ، شايد اشاره باشد به آن كه اگر بيشتر يا نصف آنها ايمان مىآوردند ، به عذاب مبتلا نمىشدند .
قصهء ششم : حضرت لوط عليه السلام
[ داستان حضرت لوط ( ع ) و قومش ]
( آيهء 160 ) ( كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ )
تفسير :
قوم لوط ، پيغمبران را تكذيب كردند .
( آيهء 161 ) ( إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ )
تفسير :
زمانى را كه برادر ايشان لوط ( مراد « برادر قبيلهاى » است چنان كه مكرر مذكور شد و نزد بعضى مفسّران مراد ، اخوّت شفقت است ؛ زيرا ميان حضرت لوط و آن مردم علاقهء نسبى نبود ) گفت : آيا از خداى تعالى در ارتكاب معاصى نمىترسيد .
( آيهء 162 و 163 ) ( إِنّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ )
تفسير :
به تحقيق كه من براى شما فرستادهاى امينم ؛ يعنى خيرخواه شما مىباشم و غرض من از اين دعوت ، محض هدايت شماست نه غير آن .
پس بترسيد از خدا در ترك گوش دادن به نصيحت من ، و مرا در قبول موعظه و ارشاد و هدايت اطاعت كنيد .