و نيز چون هر پيغمبرى امّت خود را به ايمان به جميع انبيا امر فرموده ، به اين اعتبار هم صحيح است كه گفته شود : قوم عاد پيغمبران را تكذيب كردند .
( آيهء 124 ) ( إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ )
تفسير :
زمانى كه برادرِ قبيلهاى ايشان حضرت هود عليه السلام به ايشانگفت : آيا پرهيز نمىكنيد از شرك ؟
يا از نزول عذاب الهى و عقاب سبحانى ترسناك نيستيد ؟
علامهء مجلسى رحمه الله فرمايد : حضرت هود عليه السلام را « هود » ناميدند به جهت آن كه هدايت يافت ميان قوم خود كه گمراه بودند ، و در سن چهل سالگى به دعوت قوم مأمور شد . روزى در مجمعى نزد ايشان آمد و گفت : اى قوم ، پرستش كنيد خداى را كه شما را آفريده و معبودى به غير او نيست . گفتند : اى هود ، تو نزد ما ثقه و محلّ اعتماد و امين بودى ! [ يعنى نبايد ادّعاى پيامبرى كنى ] فرمود : من رسول الهى هستم به سوى شما ، بتپرستى را ترك كنيد . به شنيدن اين كلام به خشم آمده و گلوى او را فشردند به حدّى كه نزديك مردن رسيد ، پس دست از او برداشتند ، و يك شبانهروز بىهوش افتاد .
( آيهء 125 ) ( إِنّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ )
تفسير :
همانا من براى شما ، فرستادهاى امين بر وحى و رسالت هستم ؛ يعنى آنچه بر من نازل شده از حق تعالى به همان طريق به شما مىرسانم و به تغيير و تبديل آن خيانت ننمايم .
يا به صفت امانت در ميان شما مشهور و معروف هستم ، پس مىدانيد كه قول من حق و صدق و مبرّا از كذب و تهمت است . پس بترسيد از مخالفت و سرپيچى امر خدا و مرا در آنچه شما را بدان دعوت مىكنم اطاعت كنيد .
( آيهء 127 ) ( وَ مَآ أَسَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى رَبّ الْعلَمِينَ )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٩