تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
جزاست و غير او سبحانه جزادهنده نيست . و در آن روز به آنان كه ستم نمودند ( غير خدا را ستايش و پرستش نمودند ) گوييم : بچشيد عذاب آتشى را كه تكذيب مىكرديد و دروغ مىپنداشتيد !

[ اتهامات كفّار به پيامبر ( ص ) ]

( آيهء 43 ) وَ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ ءَايتُنَا بَيّنتٍ قَالُواْ مَا هذَآ إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُكُمْ وَ قَالُواْ مَا هذَآ إِلَّآ إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِلْحَقّ لَمَّا جَآءَهُمْ إِنْ هذَآ إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ لغت : إفك يعنى دروغ . مفترى اسم مفعول از مادهء افتراء و آن به معنى نسبت دروغ به ديگرى دادن است . تفسير : و زمانى كه آيه‌هاى روشن و روشنگر ما - يعنى قرآن - بر آنها تلاوت مىشود گويند : نيست اين شخص ( يعنى حضرت محمد صلى الله عليه و آله ) كه اين كلام را بر ما مىخواند مگر مردى كه مىخواهد شما را از آنچه پدران شما پيوسته مىپرستيدند باز دارد ؛ يعنى مىخواهد شما را از بت‌پرستى باز دارد و به دين و آيين خود تابع گرداند . قَالُواْ مَا هذَآ . . . : و گويند : اين كتاب هم نيست مگر دروغى بافته شده و به خدا نسبت داده شده . و كسانى كه به حق ( يعنى نبوّت ، اسلام و قرآن ) هنگامى كه به سوى آنها آمد كفر ورزيدند گفتند : اين نيست مگر جادويى آشكار . ( آيهء 44 ) وَ مَآ ءَاتَيْنهُم مّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَ مَآ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 471 | الشيخ علي المشكيني