من از خدا مىخواهم كه مرا از اين جماعت گرداند . عمر گفت : كُلُّ النّاسِ أعلم مِنْ عُمَرَ : تمام مردم از عمر داناترند ! « 1 » تتمّه : گرچه آيه موردش آل داوود است ؛ لكن عموم مكلّفين به حكم عقل بايد به شكرگزارى و سپاسدارى منعم حقيقى قيام نمايند و شكر سه قسم است : 1 - شكر به قلب ، 2 - شكر به لسان ، 3 - شكر به اعضا و جوارح .
و اين كه انسان اعتراف كند كه نمىتواند شكر نعمتهاى الهى را به جا آورد از بهترين شكرهاست .
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد
ور نه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به جا آورد
( آيهء 14 ) فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَادَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِى إِلَّا دَآبَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُو فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُواْ فِى الْعَذَابِ الْمُهِينِ
لغت :
دابّة الأرض گفته شده مقصود موريانه است . منسأة يعنى عصا . خرّ فعل ماضى يعنى افتاد .
تفسير :
پس چون مرگ را در حالى كه تكيه بر عصا زده بود بر سليمان حتم كرديم و او را ميرانديم ، جز جنبندهء خاكى ( موريانه ) كه عصاى او را مىخورد آنها را - يعنى جنّيان و خاندان او را - از مرگش آگاه نساخت .
پس چون فرود افتاد جنّيان كه مدعى علم غيب بودند فهميدند و بر ايشان روشن شد
هامش
( 1 ) . كشاف ذيل همين آيه .