مستعدّ ظلم بر خويش و به عواقب تحمّل اين امانت نادان بود .
تبصره : در تفسير آيهء شريفه وجوهى است :
1 - مراد از امانت تكليف است ، و مراد از عرض آن به آسمانها و زمين و كوهها سنجيدن قابليت ايشان است . و مراد از اباى ايشان ، عدم قابليّت و عدم استعداد طبيعى ايشان است . و مراد از تحمّل انسان آن را ، قابليت و استعداد داشتن انسان براى آن است . و مراد از ظلوم و جهول بودن او ، غالب شدن قوهء غضبيه و شهويه بر غالب افراد انسانى است .
2 - مراد ساكنان آسمانها و زمين و كوهها هستند نه خود سماوات و ارض و جبال ، چه آنها جماد و غير قابل خطاباند ، پس تقدير اين است :
إنّا عَرَضْنَا الأمَانَةَ عَلى أهْلِ السَّماوَاتِ وَالأرْضِ وَالْجِبَالِ
: ما امانت را بر اهل آسمانها كه ملائكهاند و بر اهل زمينها كه حيوانات انسىاند و بر اهل كوهها كه حيوانات وحشىاند ، عرضه نموديم و آنها از ترس ابا كردند ، و آن را آدمى برداشت و با وجود ضعف خود آن را قبول كرد .
3 - ( بر وجه فرض و تقدير است ) يعنى اگر آسمانها و زمينها و كوهها عقل داشتند و عرض امانت بر آنها مىشد كه آن وظايف دينى است از اصول و فروع و وعد و وعيد بر آنها ، به جهت ترس كوتاهى از اداى حق آن ، از حمل آن امتناع مىنمود و انسان با وجود ضعف آن را حمل كرد .
4 - آن كه حق تعالى اين اجرام را ادراك و شعور داد و بر آنها عرض كرد و آنها را در قبول و عدم قبول مخيّر ساخت . آنها از جهت ترس - نه از روى معصيت - ابا كردند و انسان از راه همّت با وجود ضعف بنيه و سستى قوّت ، آن را قبول كرد .
5 - مراد از امانت ، ولايت آل محمد عليهم السلام است ؛ چنانچه در تفسير اهل بيت عليهم السلام وارد شده است .
( آيهء 73 ) لّيُعَذّبَ اللَّهُ الْمُنفِقِينَ وَالْمُنفِقتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنتِ وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمَا
تفسير روان (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٦