فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَأُلْقِىَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ * قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ * رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ
يعنى : پس از ظهور آن مناظر عجيب كه ديدگان ناظران را خيره و دلهاى حاضران را در اضطراب قرار مىداد ، موسى عصاى دستى خود را در برابر انبوه آن مارها و اژدهاها و حيوانات موهوم ديگر كه ميدان عظيم مركز را پر كرده بودند بيفكند و به ناگاه همهء پديدههاى سحرى و صورتهاى موحش و ددهاى جادويى را كه ساحران به تدريج جعل مىكردند و محيط را پر مىكردند بلعيد به گونهاى كه صحنه را از همه چيز خالى نمود و تنها عصا بود كه به شكل اژدها جولانگر ميدان شد .
پس همهء جادوگران ، سجدهكنان به رو افكنده شدند . يعنى عظمت كار عصا و مشاهدهء اعجاز آن ، چنان آنها را در بهت و شكست و تسليم و انقياد در آورد كه گويى بىاختيار در برابر خداى موسى به حالت سجده درافتادند و همه يكصدا ندا در دادند : ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم ؛ يعنى به خداى واجب الوجود يگانه كه همهء ماسواى او بلاواسطه در تحت ربوبيت او قرار گرفته است ، به پروردگار موسى و هارون . و اين جمله تأكيد و توضيح است ؛ يعنى به پروردگارى كه موسى و هارون مىگويند ، و فرعون و ملأ و قبطيان و غيرشان همه مربوب بلاواسطهء اويند .
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ ءَأَذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِى عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ « 49 » قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ « 50 » إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ « 51 »
تفسير :
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِى عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٨