اعراب :
« بنصر اللَّه » متعلق به « يفرح » در آيهء قبل است .
تفسير :
به نصرت و يارى نمودن خداوند ، روميان را كه اهل كتاب هستند بر فارسيان كه اهل كتاب نيستند ( مؤمنان خوشحال مىشوند ) و خدا هر كه را مىخواهد بر وفق حكمت و مصلحت يارى مىدهد .
و اوست غالب مهربان ، از گروهى انتقام كشد و گروهى ديگر را به مقتضاى حكمت غلبه دهد .
[ يارى خدا را جدّى بگيريد ]
( آيهء 6 ) وَعْدَ اللَّهِ لَايُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُو وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ
اعراب :
« وعد اللَّه » مصدر مضاف به فاعل ، و مفعول مطلق وَعَدَ محذوف است .
تفسير :
وعده كرد خدا غلبهء روم بر فارس يا فرح مؤمنان از پيروزى آنان را ، وعده كردنى و خدا هرگز از وعدهء خود تخلّف نمىكند ( چون خُلف وعده بر او ممتنع است ) پس حتماً وعدهء خود را محقّق سازد . و لكن بيشتر مردم نمىدانند كه خلف وعده بر خداوند محال است .
در كتاب كافى از حضرت باقر عليه السلام روايت شده كه : چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت نمود و اسلام ظهور پيدا كرد ، حضرت نامهاى به پادشاه روم و نامهاى به پادشاه فارس فرستاد و آنها را به اسلام دعوت كرد پادشاه روم نامه و فرستادهء حضرت را احترام كرد و لكن پادشاه فارس ، نامه و فرستادهء حضرت را تحقير نمود و در آن زمان ميان اين دو