مسرور و مبتهج گردند ، و در اندك زمانى ملول و متفرق گردند .
و حقّاً كه خانهء آخرت ، زندگانى حقيقى است ؛ به جهت آن كه زوال و فنايى ندارد ، به خلاف زندگانى دنيا كه در معرض فنا و زوال باشد .
يا آن كه آخرت به سبب خلود و دوام و استمرار ، حيات محض است .
لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ : اگر دانا بودند - يعنى حقيقت دنيا و آخرت را مىدانستند - يا اگر دانا باشند ، سراى فانى را بر حيات باقى اختيار نكنند .
تبصره : آيهء شريفه ، آگاهى است به اين كه اشخاص عاقل دانا را شايسته نباشد كه دلبستگى به دنيا يابند ؛ زيرا لذّات آن مشوب به آلام است و به اندك زمانى زوال يابد ، و حق تعالى آخرت را حيات ناميده به اين جهت كه نعيم بهشتى دائم و باقى است .
[ تناقض مشركان در عمل ]
( آيهء 65 ) فَإِذَا رَكِبُواْ فِى الْفُلْكِ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينَ فَلَمَّا نَجَّلهُمْ إِلَى الْبَرّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ
لغت :
گفته شده كه دين در اين جمله و مانند آن به معنى اطاعت و بندگى است .
تفسير :
پس چون سوار كشتى شوند و خطر پيش آيد - يعنى به سبب تلاطم و موج دريا در اضطراب افتند و از هلاكت و غرق بترسند - خدا را مىخوانند در حالى كه خالصكنندگان باشند براى او دين خود را ، و ياد نكنند مگر او را ، و جز به او پناه نبرند و غير او را در بر طرف كردن خطر ، شريك او نسازند ؛ يعنى در آن حال به حكم فطرت درمىيابند كه كاشف و منجى حقيقى جز ذات يگانهء خالق عالم نيست . امّا همين كه نجات يابند و خداوند ، ايشان را از غرق شدن به سلامت از دريا نجات دهد آن هنگام ناگاه شرك آورند ؛ يعنى به عادت قبلى خود باز گردند !