حضر ، با او بوده و ديدهاند كه از كسى تعليم نگرفته و چيزى نخوانده و ننوشته ، با وجود اين كتابى در نهايت فصاحت و بلاغت آورد مشتمل بر قوانين محكمهء متقنه و مواعظ شافيه و گزارشهاى صادقهء امم سابقه ، كه تمام عقلا از اتيان به مثل آن عاجز باشند . اين ، برهان و شاهد صادقى است بر آن كه اين كتاب مقدّس از جانب خداوند تعالى مىباشد و آورندهاش هم مبعوث به رسالت باشد .
نكته : چون پيغمبر مظهر قدرت تامهء الهى است ، پس بر خواندن و نوشتن قادر بوده است ؛ لكن خواندن از روى نوشتهاى و نوشتن ، از آن حضرت ظاهر نشد تا برهان قاطع بر اثبات نبوّت آن سرور باشد ؛ و اين است سرّ اين كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را امّى گويند .
و اهل كتاب هم در كتاب خود خواندهاند كه پيغمبر آخر الزمان امّى خواهد بود .
بنابراين آنها كه ايمان نياورند ، كفرشان از روى عناد بوده ، نه آن كه شكى داشته باشند .
[ عالمان امت و حفظ آيات ]
( آيهء 49 ) بَلْ هُوَ ءَايتُم بَيّنتٌ فِى صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَ مَا يَجْحَدُ بَايتِنَآ إِلَّا الظلِمُونَ
تفسير :
بلكه اين قرآن ، آيههاى روشنى است در سينههاى آنان كه به آنها دانش داده شده است ؛ يعنى پيغمبر و ساير علماى امّت كه آن را ياد مىگيرند و معانى آن در سينههاى آنها راسخ است و مؤمنان اهل كتاب .
در تفسير برهان احاديث بسيارى وارد شده است كه مراد از اين اشخاص ائمهء هدى عليهم السلام هستند . « 1 » و حضرت صادق عليه السلام در ذيل اين آيه فرمود كه : ما هستيم و ما را خدا قصد فرموده . « 2 »
[ تلازم ظلم و كفر ]
وَ مَا يَجْحَدُ بَايتِنَآ : و آيات ما را كه قرآن و حضرت رسالت و ائمهء معصومين عليهم السلام
هامش
( 1 ) . تفسير برهان ، ج 3 ، ص 254 - 256 ذيل آيهء شريفه .
( 2 ) . تفسير برهان ، ج 3 ، ص 254 - 256 ذيل آيهء شريفه .