به مدينه ، به جحفه رسيد ، شوق به حرم كعبهء معظمه و مولد او و مولد آباء گرامش ، در خاطر مباركش ظاهر گشت ، جبرئيل نازل گرديد و گفت : خداى تعالى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : از مفارقت مكّه اندوهگين مباش كه من تو را با فتح و ظفر و اكرام و اعزاز هر چه تمامتر به مكّه درآورم . « 1 » و اين آيه نازل شد :
به يقين آن كسى كه ابلاغ اين قرآن را بر تو واجب فرموده است ، بازگردانندهء تو است به زادگاهت مكّه كه آرزوى بازگشتن به آن را دارى .
بعد مىفرمايد كه قُل رَّبّى . . . : اى پيغمبر ، بگو پروردگار من به كسى كه هدايت را آورد و كسى كه در گمراهى آشكار است داناتر است .
[ چند فرمان خطاب به پيامبر ]
( آيهء 86 ) وَ مَا كُنتَ تَرْجُواْ أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتبُ إِلَّا رَحْمَةً مّن رَّبّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لّلْكفِرِينَ
تفسير :
هرگز اميد نداشتى و در خاطرت خطور نمىكرد اين كه القا كرده شود و نازل گردد بر تو اين كتاب يعنى قرآن ؛ لكن از روى رحمتى از جانب پروردگار تو بر تو فرود آمده است .
فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لّلْكفِرِينَ : پس يارىكنندهء كافران مباش .
( آيهء 87 ) وَ لَايَصُدُّنَّكَ عَنْ ءَايتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَ ادْعُ إِلَى رَبّكَ وَ لَاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
لغت :
صَدّ به معنى منع و جلوگيرى و مانع شدن است .
هامش
( 1 ) . به منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 134 و مجمع البيان ، ج 4 ، ص 268 رجوع شود .