يا عادلان را حاضر كنيم تا به شرك و ضلالت ايشان گواهى دهند . و چون ايشان بر كفر كفّار گواهى دهند ، فَقُلْنَا هَاتُواْ بُرْهنَكُمْ : پس به ايشان گوييم : دليل و حجتى كه بر دين خود و شريك قرار دادن براى من داشتيد بياوريد . و چون از اقامهء برهان بر صحّت ادّعاى خود عاجزند فَعَلِمُواْ أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ : پس آن هنگام بدانند كه حق و حقانيت از آن خداست يا بدانند به عين اليقين و علم اليقين كه توحيد ، ستايش و پرستش ذات يكتاى خداست . و آنچه با شرك خود افترا مىبستند نابود و ضايع شود . يا معنى اين باشد كه اميد شفاعت كه به بتان خود مىداشتند نابود گردد .
على بن ابراهيم قمى رحمه الله از حضرت باقر عليه السلام روايت نموده كه در تفسير اين آيهء شريفه فرمود : يعنى از هر فرقهاى از اين امّت امام آنها را . « 1 »
[ داستان قارون ]
( آيهء 76 ) إِنَّ قرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُو لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلِى الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُو قَوْمُهُو لَاتَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْفَرِحِينَ
لغت :
عصبه گروهى از مردان . مفاتح جمع « مفتاح » به معنى كليد . تنوء يعنى سنگينى مىكرد .
تفسير :
خداوند ، اين سوره را با بيان قصهء موسى عليه السلام و فرعون افتتاح فرمود ، و اختتام آن را به ذكر قصهء قارون كه از قوم موسى بود قرار داد و فرمود :
به درستى كه قارون از قوم موسى بود . او پسر عموى موسى و مأمور دريافت ماليات
هامش
( 1 ) . تفسير على بن ابراهيم قمى ، ذيل آيهء شريفه .