تفسير :
و به يقين ما به موسى عليه السلام پس از آن كه قرنها يا اهل قرنهاى نخستين را - مانند قوم نوح و هود و صالح و لوط - هلاك كرديم كتاب تورات را داديم كه وسيلهء بصيرتها و بينشهاى مردم و مايهء هدايت و رحمت بوده باشد ، و به واسطهء آن حق را از باطل تشخيص دهند .
مراد ، آن كه ما تورات را فرستاديم تا بينا شوند و به وسيلهء آن راه نجات بپيمايند ، بعد از آن كه ديدهء بصيرت ايشان كور بود و حق را از باطل تشخيص نمىدادند و مانند كوران در وادى ضلالت قدم مىگذاشتند .
بعد از آن بر سبيل تنبيه و تعجب فرمايد :
وَ مَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِىّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَ مَا كُنتَ مِنَ الشهِدِينَ ( 44 )
تفسير :
و تو اى پيغمبر ، به طرف غربى وادى مقدّس ، يا ناحيهء طور كه در جانب غربى است ( يعنى در كوه طور ) حاضر نبودى ، هنگامى كه ما امر رسالت را به موسى به وسيلهء وحى علوم و القاى تورات اعلام كرديم و تحكيم بخشيديم و تو از حاضران آن صحنهء عجيب نبودى ، يا حاضر نبودى و گواه نبودى بر كسانى كه موسى عليه السلام احضار كرده بود براى ميقات ؛ يعنى آن هفتاد نفر كه كلام الهى را شنيدند .
آيهء شريفه دليلى است بر آن كه اخبار حضرت رسالت از اين قصه و واقعهء كوه طور ، اخبار از غيب است كه اطلاع بر آن جز به وحى حاصل نشود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٧