مضمون اوّل آن كه مُصدّر است به نام خداوند بسيار بخشندهء مهربان به بندگان .
مضمون دوم آن كه :
أَلَّا تَعْلُواْ عَلَىَّ . . . : بر من برترى مجوييد و همگى در حالى كه تسليم امر من باشيد به نزد من آييد .
لطيفه : اين كلام در نهايت اختصار ، كمال دلالت بر مقصود را دارد ؛ زيرا مشتمل است بر بَسْمَله كه دالّ بر ذات صانع و صفات كماليهء اوست صريحاً يا التزاماً ، و نهى از ترفع و تكبر است كه اصل رذايل است ، و امر به اسلام كه جامع فضايل است .
و القاى كتاب بر بلقيس از اعظم دلالالت بر رسالت سليمان و اقامهء حجّت بر او باشد .
( آيهء 32 ) قَالَتْ يأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ أَفْتُونِى فِى أَمْرِى مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ
لغت :
إفتاء در اين جا به معنى نظر دادن و اظهار نظر كردن است .
تفسير :
چون قوم او بر مضمون نامه مطلع گرديدند ، پريشان حال و مضطرب شدند و بلقيس با آنها در مقام استشاره درآمده :
قَالَتْ يأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ أَفْتُونِى فِى أَمْرِى : گفت : اى گروه اشراف و بزرگان ، مرا در كارم نظر دهيد و آنچه در اين باب صلاحديد شما باشد با من بگوييد .
مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ : زيرا من هيچ گاه پيش از آن كه شما در نزد من حضور يابيد فيصلهدهندهء كارى نبودهام .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١١٩