تفسير :
سليمان نبوّت و علم و معجزه و مال را از داوود ارث برد و گفت : اى مردم ، به ما زبان پرندگان آموخته شده و از هر چيزى ( از كمالات معنوى و وسايل مادى ) به ما داده شده حقّاً كه اين همان فضل آشكار است .
تبصره : آيهء شريفه دالّ است بر آن كه پيغمبران ، مورّث مال بودهاند مانند توريث غير ايشان ؛ پس حديث منقول از ابى بكر كه پيغمبر فرموده باشد :
نَحْنُ مَعاشِرَ الأْنْبِياءِ لا نُورّثُ !
مجعول و مناقض آيهء شريفه و از درجهء اعتبار ساقط است .
و لذا حضرت زهرا عليها السلام در احتجاج خود فرمود : اگر اين حديث صحيح است و انبيا ارث نداشتند ، پس اين همه آيات ارث در قرآن چيست ، از جمله : وَ وَرِثَ سُلَيْمنُ دَاوُدَ . . . ؟ .
( آيهء 17 ) ( وَحُشِرَ لِسُلَيْمنَ جُنُودُهُو مِنَ الْجِنّ وَ الْإِنسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ )
لغت :
حَشْر به معنى جمع شدن و گرد آمدن ، و يوزعون از مادهء « وزع » به معنى حبس و منع است .
تفسير :
و براى سليمان سپاهيانش از جن و انس و پرندگان ( براى حركت به سوى جنگ يا مانور ) جمعآورى شدند . پس ايشان بازداشته شده بودند در مقر خود به هم پيوسته ، و از اوّل تا آخر مرتبط به يكديگر بودند ؛ يعنى با وجود بسيارىِ عدد ، هيچ يك از لشكريان او از مقر خود نتوانستى پس و پيش شوند و هر كدام در محلّ خود مستقر بودند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٨