مصدر به معناى ناخواستن و مشقّت . ظِلال : جمع ظِلّ ، سايه . غدوّ : جمع غُدْوَة ، اول روز .
آصال : جمع أصيل ، عصر روز تا مغرب . بالغدوّ و الآصال متعلق است به يسجد .
تفسير :
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ
يعنى : دعوت به جا و به حق و عقلانى از آنِ اوست . تنها او را سزد كه جامعه را به پرستش و عبادت خويش بخواند و چنين امرى براى غير او نسزد و زشت و ناروا و خلاف عقل باشد . و يا آن كه دعوت قابل اجابت از آنِ اوست . بدين معنا كه اوست كه مىتواند درخواست هر خواننده را بشنود و بداند و اجابت نمايد و غير او را اين مقام و توان نيست .
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَىءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَالٍ
يعنى : و كسانى كه مشركان آنها را به جز خدا و به جاى خدا به عنوان رب و شفيع و مقرِّب مىخوانند از بتان و ستارگان و غير آنها ، هيچگاه آنها را اجابت نخواهند كرد . و داستان مشركان نيست مگر مانند شخص تشنهاى كه هر دو دستش را به زير آب فرو برده و با كفهاى باز بيرون كرده باشد - يا كسى كه هر دو دستش را از دور به سوى آب به عنوان درخواست از آب دراز كرده باشد - تا آب به دهانش برسد ، و هرگز نخواهد رسيد . و دعوت كافران جز در گمراهى و تباهى نيست .
اين آيه حاجت خواستن مشرك از بت را تشبيه مىكند به درخواست تشنه ، سيراب شدن را از آبى دوردست ؛ كه در مثال و ممثّل هر دو ، استجابت غيرممكن است ، زيرا مدعو جماد است ، نه حاجت را درك مىكند و نه توان اجابت دارد .
وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ
يعنى : و براى خدا و در برابر او هركس و هر چيزى كه در آسمانها و اين زمين است به ميل و رغبت و به اكراه و اجبار ، خود و سايههايشان در بامدادان و شامگاهان خضوع مىكنند .
بايد دانست كه سجده به معناى مطلق خضوع ، دو قسم است : تشريعىِ اختيارى ، و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٦