بزرگوارى و جوانمردى پرسيد ؟
حسن عليه السلام فرمود : « اما بزرگوارى ، كار نيك را بدون انتظار عوض انجام دادن و بخشيدن بدون آنكه طرف درخواست كند و غذا دادن بجا و به موقع است . و اما جوانمردى آن است كه مرد دين خود را حفظ كند و نفس خود را از پليدى نگهدارد و مهمان نواز باشد و حقوق را ادا كند و سلام را آشكار بگويد » « 1 » .
105 - ابن عساكر نقل كرده است كه روزى معاويه در مجلس خود گفت : اگر هاشمى سخاوتمند نباشد به اصل ونسب خويش شباهت ندارد ، و هر گاه فردى از خاندان زبير دلير نباشد به حسب ونسب خود شبيه نيست و اگر كسى از بنى مخزوم متكبّر نباشد ، همانند حسب و نسب خود نيست و هر گاه يك اموى بردبار نباشد شبيه اصل و نسب خود نمىباشد .
چون سخنان معاويه به حسنبن على رسيد ، فرمود :
« به خدا سوگند او قصد گفتن حقيقت را نكرده ، بلكه او مىخواهد بنى هاشم را وادار به بخشندگى كند تا تمام ثروتشان را انفاق كنند و در نهايت به او نيازمند شوند ، و آل زبير را به شجاعت وادارد تا به وسيلهء كشته شدن از بين بروند ، و بنى مخزوم را به تكبّر و خودبزرگ بينى وادار كند تا مردم از آنها خشمگين گردند و بنى اميه را به حلم و بردبارى وادارد تا مردم آنها را دوست بدارند . » « 2 »
106 - همو از حرمازى نقل كرده ، مىگويد : حسنبن على در كوفه خطبه خواند و فرمود : « اى مردم كوفه ! بدانيد كه حلم و بردبارى زينت ،
هامش
( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 166 .
( 2 ) - شرح حال امام حسن : ص 166 .