75 - و فرمود : « انديشه و تدبير شناخته نمىشود مگر در وقت خشمگينى ! » « 1 » .
76 - فرمود : « آنكه تنگدست است خوار است و بهترين توانگرى قناعت و بدترين تهى دستى خضوع در برابر مردم است » . « 2 »
77 - و نيز فرمود : « همين قدر در زبان آورى تو بس كه راه صحيح را از ناصحيح براى تو مشخّص كند » . « 3 »
78 - حافظبن ابى شيبه از ابوالعلاء نقل كرده مىگويد : حسنبن على عليهما السلام را ديدم با سر پوشيده نماز مىخواند » « 4 »
79 - همو از سليمان بن قاسم به نقل از مادرش آورده است ، مىگويد : من از امّ سعيد ( كنيز على عليه السلام ) پرسيدم : آيا حسن و حسين لشكركشى على عليه السلام را به فال بد مىگرفتند ؟ گفت : اظهار هم دردى مىكردند و با او مىرفتند . » « 5 »
80 - و نيز همو از عبداللَّهبن بريده نقل كرده ، مىگويد : حسنبن على بر معاويه وارد شد معاويه گفت : مىخواهم جايزهاى به شما بدهم كه تاكنون به كسى ندادهام و بعد از اين هم به كسى از عرب ندهم ، پس چهارصد ( هزار ) درهم داد و او نيز قبول كرد . « 6 »
81 - و همو از رباحبن حارث نقل كرده مىگويد : پس از وفات على عليه السلام حسنبن على برخاست و خطبهاى براى مردم ايراد كرد ، پس از حمد و ثناى الهى گفت : « البته آنچه بايد بيايد ( مرگ ) نزديك است و امر الهى بر خلاف ميل مردم تحقق مىيابد ! و من به خدا سوگند كه
هامش
( 1 و 2 و 3 ) - بحارالأنوار : 78 / 113 و 114 .
( 4 ) - المصنّف : 8 / 563 .
( 5 ) - المصنّف : 8 / 563 .
( 6 ) - المصنّف : 9 / 42 .