همين كه نوزاد به دنيا آمد ، آنها به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عمل كردند و او را نزد آن حضرت آوردند ، پيامبر خوشحال شد و از آب دهان خود بر او خوراند و عرض كرد : پروردگارا ! من او و فرزندان او را از شر شيطان رجيم به پناه تو در آوردم .
از كتاب « الفردوس » از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل است كه فرمود : من مأمورم تا نام اين دو پسرم را حسن و حسين بگذارم .
و در همين كتاب به نقل از عايشه از قول پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه فردوس برين از پروردگار درخواست كرد و گفت : پروردگارا ! مرا بياراى كه اصحاب و اهل من پرهيزگاران و نيكان باشند ! پس خداوند عزّوجّل به آن وحى كرد : آيا تو را وسيلهء حسن و حسين نياراستم ؟ ! « 1 »
44 - و نيز از سلمان به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورده است كه هارون پسرانش را شبّر و شبير ناميد و من به نام پسران هارون ، پسرانم را حسن و حسين ناميدم . « 2 »
45 - از ابو عمر و زاهد در كتاب « يواقيت » نقل كرده است كه زيد بن ارقم گفت : نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مسجد نشسته بوديم ، فاطمه عليها السلام بيرون مسجد از خانهء خودش به سمت خانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عبور كرد در حالى كه حسن و حسين بهمراه او بودند ، و به دنبال ايشان على عليه السلام گذشت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سرش را به جانب من كرد و فرمود : هر كه اينها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه اينان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . « 3 »
46 - اربلى در حديث مرفوعى از ابن عباس ، نقل كرده مىگويد :
هامش
( 1 ) كشف الغمه : 1 / 523 .
( 2 و 3 ) - كشف الغمّه : 1 / 525 .