20 - مردى از آن حضرت خواست تا دربارهء او درون نگرى كند ( پندى مناسب دهد ) !
فرمود : « مبادا مرا ستايش كنى در حالى كه من خود را بهتر مىشناسم ، يا مرا دروغگو بدانى ، زيرا كه دروغگو رأى و عقيدهء مقبولى ندارد ، و زنهار از كسى نزد من غيبت كنى ! »
آن مرد عرض كرد : اجازه بفرماييد من بروم ! فرمود : « آرى هر وقت خواستى به روى مانعى نيست ! » « 1 »
21 - و نيز فرمود : « هر كه عبادت مىخواهد ، بايد خود را پاك و آماده كند ! هر گاه عمل مستحبّى به واجب صدمه بزند ، آن را واگذاريد ! يقين پناهگاه سلامتى است ، هر كه دورى سفر ( آخرت ) را به ياد آورد آماده شود ، خردمند آن است كه با هر كه از او پند خواهد مكر نورزد ! ميان شما و پند دهى عزّتطلبى است ، دانش بهانهء دانشجويى را از بين برده است ! هر كه دچار شتابزدگى است مهلتى خواهد ، و آنكه مهلت دارد ، به امروز و فردا كردن فرصت را از دست مىدهد . » « 2 »
29 - فرمود : « اى بندگان خدا از خدا بپرهيزيد ، و در برابر طلب ( خير ) كوشا ، و در برابر گريز ( از شر ) جدى باشيد ! و پيش از گرفتاريهاى عمر برانداز و مرگ لذّت شكن بر عمل بپردازيد زيرا كه نعمت دنيا ناپايدار است و از آسيبش ايمنى نيست ، و در برابر بديهايش مانعى وجود ندارد ، و دنيا تكيهگاهى خميده است !
اى بندگان خدا ! از عبرتها پندگيريد و از آثار گذشتگان به خود آييد ، از نعمت خوارگى و ناز پروردگى باز ايستيد ، و از پندها سود بريد ،
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - تحف العقول : ص 170 .