8 - جزرى از ابوالحوراء نقل كرده ، مىگويد : به حسنبن على عليهما السلام گفتم : آيا از رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى به خاطر داريد ؟
فرمود : « به خاطر دارم كه روزى خرمايى از خرماهاى صدقه را برداشتم و در دهانم گذاشتم و آن حضرت از دهانم با آب دهان در آورد و داخل خرماهاى صدقه انداخت ، عرض شد : يا رسول اللَّه ! اين يك خرما در نظر شما چه بود ؟
فرمود : صدقه بر ما آل محمد حلال نيست ! و همواره مىفرمود :
آنچه را كه باعث شك و ترديد است به چيزى واگذار ، كه ترديد آور نيست زيرا كه راستى آرامش و دروغ باعث شك وترديد است ! » « 1 »
9 - ابن ابى شيبه از ابواسحاق نقل كرده است كه نيازمندى از عبداللَّه بن عمر و حسن و حسين و عبداللَّه بن جعفر ، درخواست كرد ، گفتند :
اگر به خاطر دين كمرشكن يا تنگدستى ذلّت بار - يا گفت : گروگان و يا خون غمبارى - باشد ، در آن صورت صدقه برتو رواست . « 2 »
10 - همو از ربيعة بن شيبان نقل كرده ، مىگويد : از حسنبن على عليهما السلام پرسيدم : از رسول خدا صلى الله عليه و آله چه خاطرهاى دارى ؟
فرمود : « من خرمايى از خرماهاى صدقه را برداشتم و خواستم بخورم پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بر ما صدقه روانيست ! » « 3 »
11 - و نيز از ابن ابىليلى از قول پدرش نقل كرده ، مىگويد : در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله ميان بيتالمال بوديم ، پس حسنبن على عليهما السلام آمد و
هامش
( 1 ) - اسدالغابة : 2 / 10 .
( 2 ) - المصنّف : 3 / 210 .
( 3 ) - المصنّف : 3 / 214 .