بالاتر از فضل شما را ندارد و نمىتواند در برابر شما عرض ادام كند ! البته آنها خانواده خصومت و جدلند !
سرانجام معاويه كسى را دنبال امام حسن عليه السلام فرستاد ، وقتى كه فرستادهء معاويه آمد و گفت : معاويه شما را طلبيده است !
فرمود : چه كسانى نزد او بودند ؟
قاصد گفت : فلانى و فلانى و همهء آنها را نام برد .
حسن عليه السلام فرمود : « چه باعث شد كه آنها چنين تصميمى بگيرند ، سقف بر سرشان از بالا فرود آيد و عذاب و مجازات الهى از آنجا كه ( باور نمىكردند و ) نمىدانستند به سراغشان آيد ! » « 1 » سپس به كنيزش فرمود : جامههاى مرا حاضر كن !
و بعد چنين گفت : خدايا به نيروى تو آنها را دفع مىكنم و از شر آنها به تو پناه مىبرم ، و در برابر ايشان از تو يارى مىطلبم ، پس خداوندا ! هرطور كه مىدانى و هر جا كه مصلحت بدانى با نيرو و توانت مرا از آنها بازدار ! اى بخشندهترين بخشايندگان !
و به آن قاصد گفت : اين كلام گشايش است .
چون بر معاويه وارد شد ، معاويه خوش آمد و تحيت و سلام گفت و با او مصافحه كرد . حسن عليه السلام فرمود : كسى را كه خوش آمد گفتى و مصافحه كردى دليل بر امنيّت او است .
معاويه گفت : آرى ، اين گروه بر خلاف ميل من به دنبال شما
هامش
( 1 ) - اقتباس از سورهء نحل / 26 . شايد منظور امام ( ع ) اين باشد كه بر خلاف ميل آنهارفتن من باعث نزول عذاب و نوعى رسوايى و شكنجه آنها شود كه گويى سقف بر سرشان خراب شده ، و از اين كارشان سخت پشيمان شوند ! - م .