آنگاه رو به قنبر كرد و فرمود : حسن و حسين و محمّد ( بن حنفيّه ) را احضار كن و بگو : نزد من بيايند !
سپس به آن مرد گفت : اى مرد شامى ! از اين دو پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و يا از اين پسر من هر چه دوست دارى بپرس !
آن مرد گفت : از اين پسر كه موى سرش بيشتر ( بزرگتر ) است مىپرسم .
امام حسن عليه السلام فرمود : از هر چه مىخواهى بپرس !
شامى پرسيد : بين حق و باطل چقدر فاصله است ؟ و بين آسمان و زمين چقدر است ؟ و مسافت ميان خاور و باختر چقدر است ؟ قوس قزح چيست ؟ چشمهاى كه ارواح مشركين و همچنين چشمهاى كه ارواح مؤمنان در آن جا مىگيرد كجاست ؟ و مؤنّث چيست ؟ و آن ده چيز كدام است كه بعضى از آنها سختتر از بعضى است ؟
امام حسن عليه السلام پس از شنيدن سخنان وى فرمود : بين حق و باطل چهار انگشت فاصله است : پس آنچه را كه با چشمت ديدى حق است ولى گاهى با گوشهايت چيزهاى زيادى را مىشنوى كه باطل است !
شامى گفت : راست گفتى .
فرمود : مسافت بين آسمان و زمين به قدر آه مظلوم و به اندازهء امتداد ديد چشم است ! و هر كه جز اين را به تو گفت ، بگو : دروغ مىگويى !
شامى گفت : راست گفتى .
فرمود : فاصله بين خاور و باختر به قدر سير يك روز خورشيد است ؛ موقعى كه خورشيد از خاوران طلوع مىكند نگاه مىكنى و موقعى كه در باختر غروب مىكند نيز مىنگرى .
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 789
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٧٨٩