سپس پادشاه حسنبن على عليهما السلام را خواست و گفت : من از يزيد بن معاويه شروع كردم تا بداند كه شما مىدانيد آنچه را كه او نمىدانست و پدر شما مىداند آنچه را كه پدر او نمىداند براى من پدر تو و پدر او را توصيف كردهاند و من به انجيل نگاه كردهام ، ديدم در انجيل آمده است كه محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله و على عليه السلام وزير اوست و در ميان اوصيا نگريستم ، و در ميان آنها ديدم پدر تو وصىّ محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله است .
پس حسن عليه السلام فرمود : هر چه مىخواهى از من بپرس ؛ از آنچه در انجيل و آنچه در تورات و آنچه در قرآن مىيابى تا اگر خدا بخواهد تو را از آن آگاه سازم !
پس پادشاه روم آن تنديسها را خواست ، نخستين تنديسى را كه در شكل ماه به او عرضه كرد ، حسن عليه السلام فرمود : اين صفت آدم ابوالبشر است .
سپس تنديس ديگرى به شكل خورشيد را بر او عرضه كرد ، فرمود :
اين صفت حوّا ، مادر بشر است .
آنگاه تنديس ديگرى در شكل زيبا بر او عرضه كرد ، فرمود : اين صفت شيث پسر آدم است و او نخستين كسى بود كه مبعوث شد و عمر او در دنيا به هزار و چهل سال رسيد .
و بعد تنديس ديگرى بر او عرضه كرد ، فرمود : اين صفت نوح صاحب كشتى است كه عمر او هزار و چهارصد سال بود و در ميان قوم خود نهصد و پنجاه سال درنگ نمود .
سپس تنديس ديگرى را بر او عرض كرد ، فرمود : اين صفت ابراهيم
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 759
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٧٥٩