5 - شيخ طوسى از ابوالطفيل نقل كرده ، مىگويد : حسنبن على عليهما السلام پس از درگذشت على عليه السلام خطبه خواند ، و از اميرالمؤمنين عليه السلام ياد كرد و گفت : « او خاتم اوصياء و وصىّ خاتم الأنبياء و امير صدّيقين و شهيدان و صالحان بود . سپس فرمود :
اى مردم ! مردى از شما جدا شد كه كسى از پيشينيان بر او سبقت نگرفت و هيچ كس از آيندگان به او نخواهد رسيد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله همواره پرچم را به دست او مىداد و او در حالى مىجنگيد كه جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در طرف چپ او بود و او از ميدان نبرد برنمىگشت تا اينكه خداوند به دست او فتح مىكرد .
او هيچ زر و سيمى از خود بجا نگذاشت مگر مختصر چيزى براى پسر بچهاش ، و در بيتالمال چيزى وانگذاشت جز هفتصد درهم كه از بخشش او اضافه آمده بود و مىخواست خدمتكارى براى ام كلثوم بخرد !
سپس فرمود : هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد ، و هركه نمىشناسد پس بداند كه من حسن پسر پيامبر محمد صلى الله عليه و آله هستم ، آنگاه اين آيه را از قول يوسف تلاوت كرد :
« وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ »
« 1 »
و منم فرزند پيامبر بشارت دهنده و منم فرزند بيم دهنده ، و منم پسر كسى كه به سوى خدا فراخواند و منم پسر چراغ تابان ، و منم
هامش
( 1 ) - يوسف / 38 : و من از آيين پدر و نياكانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم .