و اما احمد ، بهخاطر آنكه مرا در آسمان ستودهاند .
و اما ابوالقاسم ، چون خداى عزوجل روز قيامت آتش دوزخ را به قسمتهايى تقسيم مىكند ، پس هر كه از اولين و آخرين نسبت به من كفر ورزيده ، در آتش دوزخ است و نيز بهشت را تقسيم مىكند ، پس هر كه به من ايمان و به نبوت من اعتقاد داشته ، در بهشت است .
اما چرا به من داعى گفتهاند ، چون من مردم را به سوى دين پروردگار عزوجل خويش فرامىخوانم .
و اما نذير گفتهاند ، زيرا كه من كسانى را كه نافرمانى مرا مىكنند ، آنها را از آتش دوزخ مىترسانم .
و اما چرا به من بشير گفتهاند ؟ چون من بشارتدهندهام ، از آنجهت كه پيروانم رابه بهشت مژده مىدهم . » « 1 »
2 - همو از ابنهالهء تميمى ، از قول حسنبن على عليهما السلام نقل كرده ، مىفرمايد :
« من از دائيم هندبن ابىهاله كه چهره و سيماى رسولخدا صلى الله عليه و آله را خوب توصيف مىكرد پرسيدم » .
و باز از قول علي بن موسى و او از موسىبن جعفر ، از جعفربن محمد ، از قول پدرش و از علي بن الحسين عليهما السلام نقل كرده ، مىفرمايد :
« حسنبن على عليها السلام نقل كرده مىفرمايد : « از دائيم ابوهالهء تميمى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را بهخوبى توصيف مىكرد ، پرسيدم و گفتم : من علاقمندم كه چيزى از سيماى پيامبر صلى الله عليه و آله را برايم توصيف كنى ، شايد من به آن دلبستگى داشته باشم ؟ !
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار : ص 51 .