ديدم كه حسن بن على عليه السلام را به گردنش سوار كرده و مىگويد : پدرم فدايش ! به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شباهت دارد ، نه به على ! و على به همراه او بود و لبخند مىزد . « 1 »
نصّ بر امامت آن حضرت
1 - محمد بن يعقوب ، از سُليم بن قيس نقل كرده ، مىگويد : من شاهد بر وصيت اميرالمؤمنين عليه السلام بودم موقعى كه به پسرش حسن عليه السلام وصيت كرد و همچنين شاهد بودم بر وصيت آن حضرت به حسين عليه السلام و محمد و تمام فرزندان و سران از شيعيان و اهل بيتش ، سپس آن نوشته و اسلحه را به وى داد و به پسرش حسن عليه السلام فرمود :
« پسرم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من دستور داد تا به تو وصيت كنم و نوشتهها و اسلحهام را به تو بدهم ، همان طورى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من وصيّت كرد و نوشته و اسلحهاش را به من مرحمت كرد و به من فرمان داد كه تو را مأمور گردانم هرگاه در آستانهء مرگ قرار گرفتى اينها را به برادرت حسين عليه السلام بدهى !
آنگاه رو به پسرش حسين كرد و فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تو را مأمور ساخت تا اينها را به اين پسرت بدهى ! سپس دست على بن الحسين عليه السلام را گرفت ، آنگاه به على بن الحسين فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تو فرمان داده است كه آن را به محمد بن على بدهى و سلام من و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به او برسان ! » « 2 »
2 - و نيز از ابوالجارود به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد : 1 / 139 .
( 2 ) - كافى : 1 / 297