على عليه السلام فرمود : و سلام بر تو اى ابا يزيد !
عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! من نمىبينم كه شما به چيزى از دنيا رسيده باشى و من از خلافت تو بدانچه كه تو براى خود مىپسندى ، در دل راضى نيستم !
فرمود : اى ابايزيد ! وقت بخشش من مىرسد و آن را به تو مىدهم . « 1 »
آنچه بين امام عليه السلام و ابن عباس گذشت
1 - حافظ ابن عساكر از موسىبن محمدبن ابراهيمبن حرث تميمى به نقل از پدرش آورده است كه عمربن خطاب چون دفتر اسامى حقوق بگيران و صاحبان حق را تنظيم كرد و حق مقررى حسن و حسين را به خاطر فريضهء پدرشان كه از رزمندگان بدر بود و به دليل خويشاونديشان با رسول خدا صلى الله عليه و آله مقرر نمود براى هر يك از آنها پانصدهزار در هم تعيين كرد .
از قول مدرك بن زياد نقل مىكند كه ما در باغ ابن عباس بوديم ، ابن عباس ، حسن و حسين عليهما السلام آمدند و در باغ گردشى كردند و به اطراف نگريستند ، سپس طرف جوى آب رفتند و در كنار آن نشستند ، حسن عليه السلام رو به من كرد و فرمود : مُدرك ! آيا غذايى همراه دارى ؟
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه : 2 / 124 . ظاهراً عرض جناب عقيل از عدم رضايت ، به خاطر سختگيرى على عليه السلام بر خود و اطرافيان آن حضرت بود ، از اين رو على عليه السلام نيز اشاره به همين مطلب داشت كه در وقت مقرر مانند همهء مسلمانان مقررى تو را نيز خواهم پرداخت ! - م .