دو راه را انتخاب كنيد : يا مبارزه بدون امير پيشوا و يا بيعت گمراهانه !
همگى گفتند : ما بىرهبر و پيشوا مىجنگيم ! پس بيرون شدند و به اهل شام حمله بردند تا اردوگاهشان پس زدند !
و معاويه نامهاى به قيس نوشت تا او را فراخواند و اميدوار سازد ! ولى قيس در جواب او نوشت : نه به خدا سوگند ! هرگز مرا نخواهى ديد مگر اين كه بين من و تو سر نيزه باشد !
پس معاويه به او نوشت : اما بعد ، تو يهودى و يهودىزاده فقط خودت را بيچاره مىكنى و به كشتن مىدهى آن هم در راهى كه به تو مربوط نيست . زيرا اگر - به رغم تو - بهترين از اين گروه پيروز شوند تو را دور اندازد و عزل كند و اگر بدترين گروه پيروز شود ، بر تو غضب خواهد كرد و خواهد كشت ! درحالى كه پدرت نيز تير در كمان ديگرى نهاد ! و بىهدف تيراندازى كرد ! و زياد بريد ولى در بريدنش خطا كرد و قوم خودش او را خوار و تنها گذاشت تا روز مرگش فرارسيد و در « حوران » تنها و غريب مرد ، والسلام .
قيسبن سعد - خدايش بيامرزد - در جواب او نوشت :
اما بعد ، بهراستى كه تو بت فرزند بتى از اين بتها ، به زور وارد اسلام شدى ، و با احساس جدايى از كفر در اسلام ماندى ولى از روى ميل از اسلام بيرون شدى ، و خداوند براى تو هيچ بهرهاى از اسلام قرار نداده ! و هيچ پيشينه اسلامى ندارى و دورويى و نفاقت تازگى ندارد ، و همچنان در جنگ با خدا و رسول او بوده و ميان حزبى از احزاب مشركين هستى ! پس تو دشمن خدا و رسول او و مؤمنان از بندگان اويى !
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 447
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٤٧