سعيد بن قيس همدانى شرفياب شد و عرض كرد : مردم آمادهاند ، تشريف بياوريد ! حسن عليه السلام آمد و بالاى منبر رفت ، پس از حمد و ثناى الهى فرمود :
« اما بعد ، خداوند جهاد را بر خلق خود مقرر فرمود و آن را سخت و دشوار ناميد ، « 1 » سپس به جهادگران از مؤمنان فرمود :
« وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ »
« 2 » و شما اى مردم ! نمىتوانيد به آنچه دوست داريد برسيد مگر با صبر و استقامت در برابر آنچه نمىپسنديد !
همانا به من اطلاع دادند كه معاويه به جسرمنبج رسيده است ، و ما با شهامت به جانب او مىشتابيم و بدانسو حركت مىكنيم پس خدا شما را بيامرزد به لشكرگاهتان در نخيله برويد تا ما و شما بينديشيم و ببينيم چه بايد كرد !
راوى مىگويد : بهراستى كه از سخن امام عليه السلام برمىآيد كه او از اينكه مردم مبادا او را تنها بگذارند بيمناك بود !
مىگويد : مردم با شنيدن سخنان آن حضرت ساكت ماندند ، يكنفر از ايشان سخن نگفت و پاسخى نداد و چون عدىبن حاتم اين وضع را ديد ، برخاست و گفت : من پسر حاتمم ، سبحاناللَّه ! چقدر اين موضعگيرى زشت است ! آيا به امام و پسر پيامبرتان پاسخ نمىدهيد ؟
خطيبان قبيله مضر كجايند ؟ مسلمانان كجا هستند ؟ كجايند رزمآوران مردم مصر كه زبانهايشان همانند تازيانهء جنگجويان در وقت متاركه
هامش
( 1 ) - اشاره به آيه 216 سوره بقره دارد ، كه مىفرمايد : جنگ بر شما مقرر شده در حالىكه ناپسند شماست ، و چه بسا كه چيزى را ناخوش داريد و آن چيز براى شما خوب است .
( 2 ) - انفال / 46 : استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است .