خطاكار نبودند ، و اگر مسلمانان در آن روز در ميان شما كسى را بهتر از او سراغ داشتند كه با وجود آن كس از وى بى نياز گردند و او هم مانند ابوبكر از حريم اسلام دفاع كند دست از او برنمىداشتند « 1 » و غير او را اختيار نمىكردند و آنچه ايشان رفتار كردند ، به واسطهء صلاحديدى بود كه براى اسلام و مسلمين داشتند ، خدايشان پاداش نيكو دهد !
و اما راجع به صلحى كه مرا بدان فراخواندهاى ، دانستم و بايد بگويم كه وضع من و شخص شما امروز مانند وضع شما با ابوبكر است كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله اتّفاق افتاد ، اگر من مىدانستم كه تو براى مردم پاسدارتر از منى و در كار اين امّت از من دور انديشتر و با سياستترى و درگردآورى اموال نيرومندتر و در برابر دشمن با انديشه و نقشه ، از من بهترى هر آينه دعوت تو را مىپذيرفتم ولى من خود مىدانم كه بيش از تو حكومت كرده و تجربهء كاريم در مورد امور مردم از تو بيشتر و سياستمدارتر و سالخوردهتر از توام ! و از اين رو تو سزاوارترى كه دعوت مرا دربارهء آنچه مرا بدان فراخواندى بپذيرى !
پس بيا و تحت فرمان من درآى و من در عوض ، پس از خود خلافت را به تو وامىگذارم و از اين گذشته هر چه از اموال بيت المال عراق است به هر اندازه كه باشد به تو وامىگذارم ، آنها را براى خودت بردار و به هرجا كه مىخواهى برو و نيز خراج هر يك از استانهاى
هامش
( 1 ) - در كدام يك از غزوات و در كدام معضله علمى ابوبكر تأثير گذار بود ، بر خوانندهءمنصف است كه خود در اين باره داورى كند - م .