است . « 1 »
15 - و نيز از ابواسحاق نقل كرده ، مىگويد : پس از كشتهشدن اميرالمؤمنين على عليه السلام مردم با ابومحمد حسنبنعلى عليهما السلام بيعت كردند و او از اصحاب خود بيعت گرفت .
حارثةبن مضرب برايم نقل كرد و گفت : از حسنبن على عليه السلام شنيدم كه مىفرمود :
« به خدا سوگند كه من با شما بيعت نمىكنم مگر براساس آنچه مىگويم ! ! » .
پرسيدند : شما چه مىفرماييد ؟
گفت : با هر كه من در صلح باشم صلح كنيد و با هر كه بجنگم بجنگيد ! و چون بيعت پايان گرفت ، خطبه خواند . « 2 »
16 - همو از قول مردى از قبيلهء بنىبكربن وائل نقل كرده ، مىگويد :
چون على عليه السلام به قتل رسيد ، حسنبن على عليهما السلام به پا خاست تا ايراد خطبه كند ، مردى از قبيله ازد ازجا برخاست و او را ناسزا گفت ! ولى اين مرد گفت : من گواهى مىدهم كه خود ديدم رسولخدا صلى الله عليه و آله او را روى زانويش گذاشته و مىگويد : « هر كه مرا دوست دارد بايد او را دوست بدارد ! حاضران به غايبان برسانند ! » و اگر بزرگوراى رسولخدا صلى الله عليه و آله نبود ، من اين حديث را هرگز نقل نمىكردم ! « 3 »
17 - ابنجوزى مىگويد : علماى سيره و تاريخ گويند : با امامحسن عليه السلام در روزى كه على عليه السلام در آن روز به شهادت رسيد ،
هامش
( 1 ) - مستدرك حاكم : 3 / 172 .
( 2 ) - مستدرك : 3 / 173 .
( 3 ) - مستدرك : 3 / 173 .