برخورد و فروافتاد ، و سرانجام او را كشت ! « 1 »
9 - ابوالفرج از طُرق مختلف نقل كرده ، ( با اين عبارت : ) مىگويند ، حسن بن على عليه السلام پس از وفات اميرالمؤمنين على عليه السلام خطبه خواند و گفت :
« امشب مردى درگذشت كه از پيشينيان در عمل كسى از او پيش نيفتاده و از بعدىها ، كسى در عمل به او نرسد ! با رسولخدا صلى الله عليه و آله مجاهده مىكرد و با جان خودش از او پاسدارى مىنمود .
پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم خود را به دست او مىداد ، پس جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از سمت چپ او را حمايت مىكردند ، از اينرو او برنمىگشت تا اينكه جنگ را فتح مىكرد ، بهراستى او امشب درگذشت ؛ شبى كه عيسىبن مريم در آن شب به آسمان رفت ، و در اين شب يوشعبن نون وصىّ موسى درگذشت ، و هيچ زر و سيمى از خود بهجا نگذاشت ، جز هفتصد درهم كه از عطاياى او زياد آمده بود و مىخواست با آن خدمتكارى براى اهلبيتش بخرد !
سپس گريه راه گلوى او را گرفت و گريست و مردم نيز با او گريه كردند !
آنگاه فرمود : اى مردم هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كه نمىشناسد ، من حسن پسر محمد صلى الله عليه و آله هستم ، منم پسر بشارتدهنده ،
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى : 2 / 204 .