مردم پشت كردند ، و او را تصديق كرد درحالى كه آنها تكذيب كردند !
به جانب كسى فرامىخوانم كه هيچ روايتى او را مردود نشمرده و پيشينهاى با او برابرى نمىكند !
آرى او از شما كمك مىخواهد و شما را به سوى حق فرامىخواند ، و فرمان مىدهد تا به جانب او حركت كنيد و او را در برابر گروهى كمك و يارى كنيد كه بيعت او را شكستند و شايستگانى از اصحاب او را كشتند و كارگزاران او را مُثله كردند و بيتالمال او را به غارت بردند !
پس به سوى او حركت كنيد ! خداوند شما را مورد لطف و رحمتش قرار دهد ! امر به معروف و نهى از منكر نماييد ! و در چيزى حضور پيدا كنيد كه شايستگان حاضر مىشوند ! « 1 »
9 - ابومخنف از تميمبنحذيم ناجى نقل كرده ، مىگويد : حسنبن على و عماربن ياسر نزد ما آمدند درحالى كه مردم را به جانب على فرامىخواندند و همراهشان نامهاى بود ، همين كه از خواندن آن نامه فارغ شدند ، حسن عليه السلام كه جوانى نورس بود به پا خاست ! به خدا سوگند كه من با وجود سن كم صلابت و استوارى مقامى را در او ديدم !
پس مردم چشمها را به او دوختند درحالى كه مىگفتند : خداوندا ! منطق فرزند دختر پيامبرمان را استوار گردان !
پس دست خودش را روى ستونى كه تكيه داده بود گذاشت ، درحالى كه از بيماريى كه بر او عارض شده بود ، رنج مىبرد .
فرمود : « سپاس خداوندى را كه با عزت و جبروت و بزرگ و متعالى
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه : 14 / 11 .