ايشان ، و دوستم با دوستان ايشان ، زيرا كه ايشان از منند و من از ايشانم ! » « 1 »
2 - و همو از ابن مسعود نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : « چون خداى عزّوجّل آدم را آفريد و از روح خود به او دميد و فرشتگانش را واداشت بر او سجده كردند و او را در بهشت خود جا داد و كنيز خود حوّاء را به همسرى او در آورد ، پس آدم سر خود را به سمت عرش بلند كرد ناگهان پنج خط نوشته را ديد ، عرض كرد : پروردگارا ! اينها كيستند ؟
خداى عزّوجّل فرمود : اينها كسانى هستند كه هرگاه بندگان من آنها را شفيع قرار دهند ، شفاعت ايشان را بپذيرم .
پس آدم عرض كرد : پروردگارا ! تو را به حق منزلتى كه ايشان در درگاه تو دارند ، نام ايشان چيست ؟
خداى تعالى فرمود : اما اوّلى ، چون نام من محمود است ، نام او محمد است ، و دومى ، من عالىام و او على است ، و سومى ، منم فاطر و او فاطمه است و چهارمى ، نام من محسن و نام او حسن است ، و پنجمى چون من صاحب احسانم ، نام او حسين است ، همهء اينان خداى عزّوجّل را سپاس مىگويند . » « 2 »
3 - و نيز از جابر نقل كرده ، مىگويد : همين كه فاطمه بر حسن حامله شد و او را به دنيا آورد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ايشان را دستور داد تا او را در پارچهء سفيدى بپيچند و آنها به پارچهء زردى پيچيدند ، فاطمه عليها السلام عرض كرد : يا على ! نام او را بگذار !
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار : ص 55 .
( 2 ) - معانى الاخبار : ص 56 .