كرده ، مىگويند : حسن عليه السلام آب خوردن خواست ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بلند شد ، كاسهاى را در بركهء آبى كه متعلّق به ايشان بود فرو برد ، و براى او آورد ، پس حسين عليه السلام برخاست و گفت : پدر جان ! به من هم آب بدهيد ! حسن كاسه را داد سپس براى حسين عليه السلام آن را پر آب كرد و آورد و سيراب نمود !
پس فاطمه عليها السلام عرض كرد : گويا حسن را دوستتر داريد ؟
فرمود : او پيش از حسين آب خواسته بود ! همانا من و تو و اين دو و آن كه در بستر خوابيده است ( على ) همگى در بهشت در يك مقام و جايگاه هستيم » . « 1 »
3 - ابو جعفر طبرى از ابن عباس نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از خانه در آمد در حالى كه حسن و حسين با او بودند ، يكى به اين شانه و ديگرى بر شانه ديگرش ؛ گاهى دهان اين را مىبوسيد و گاهى دهان آن را .
جبرئيل نازل شد ، عرض كرد : آيا شما آنها را دوست مىداريد ؟
فرمود : « همانا من ايشان و دوستداران ايشان را دوست مىدارم ، هر كه ايشان را دوست بدارد در حقيقت مرا دوست داشته است و هر كه ايشان را دشمن بدارد در حقيقت مرا دشمن داشته است » . « 2 »
4 - و همو از ابوهريره نقل كرده ، مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود :
« هر كه حسن و حسين را دوست بدارد در حقيقت مرا دوست داشته است و هر كه ايشان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته
هامش
( 1 ) - امالى طوسى : 2 / 206 .
( 2 ) - بشارة المصطفى : ص 63 .