شو دهد و گردن بندى به گردنش آويزد !
پس ديرى نپاييد كه داشت مىدويد و آمد ، دست به گردن يكديگر انداختند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « خداوندا من او را دوست دارم پس تو نيز او را دوست بدار ! و دوستداران او را دوست بدار ! » « 1 »
25 - همو از براء بن عازب نقل كرده ، مىگويد : حسن بن على را روى شانهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ديدم در حالى كه عرض مىكرد : « پروردگارا ! من او را دوست دارم تو هم او را دوست بدار ! » « 2 »
26 - و نيز از براء نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حسن را روى شانهاش قرار داده بود در حالى كه مىگفت : « خداوندا من او را دوست دارم پس تو هم او را دوست بدار ! » « 3 » .
27 - همو از اياس به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد :
استرشهباء ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و حسن و حسين را به سرعت آورد تا وارد منزل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كرد ، در حالى كه پيامبر ، يكى از آنها را جلو و ديگرى را پشت سرش سوار كرده بود ! « 4 »
28 - حاكم از سلمان نقل كرده ، مىگويد : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود :
« حسن و حسين پسران منند ، هر كه ايشان را دوست بدارد مرا دوست داشته است ، و هر كه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است و هر كه را خدا دوست بدارد ، او را وارد بهشت گرداند ، و هر كه آنها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است و هر كه مرا دشمن بدارد ، خدا او را دشمن بدارد و هر كه را خدا دشمن بدارد ، او را براى هميشه
هامش
( 1 و 2 ) - صحيح مسلم : 4 / 1882 .
( 3 و 4 ) - صحيح مسلم : 4 / 1883 .