رواياتى از او نقل كرده است .
جزرى مىگويد : وى همراه على عليه السلام بود وقتى كه با وى به عنوان خلافت بيعت كرد و در جنگها با او حضور داشت و على عليه السلام او را به فرماندارى مصر گمارد ولى معاويه از راه مكر و حيله وارد شد و او موفّق نشد . سپس على عليه السلام او را از فرماندارى مصر بر كنار كرد و چون بر كنار شد به مدينه آمد و سپس به كوفه نزد على عليه السلام رفت و همواره با او بود تا اينكه آن حضرت به شهادت رسيد .
خليفه و ديگران گفتهاند كه وى در آخر خلافت معاويه در مدينه وفات يافت .
ابن حبّان مىگويد : وى در سال 58 از دست معاويه گريخت و ساكن تفليس شد و در همانجا زمان حكومت عبدالملك بن مروان در گذشت .
( مؤلّف ) مىگويم : او اخبار زيادى دارد و از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده و نيز از امام حسن عليه السلام يك روايت دارد كه ما آن را در باب امامت به شمارهء : 11 نقل كرديم .
105 - قيس غلام جناب
در سند حديث همين طور آمده است ، در حالى كه قيس نام گروهى از اهل حديث است ، وى از امام حسن عليه السلام روايتى دارد كه ما آن را در باب تجمّل به شمارهء : 14 نقل كرديم .
106 - مالك بن ضمره
در كتابهاى رجال و روايت عنوانى براى او نيافتيم ، او حديثى از