تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥

273

خداوند كسى را كه در دلش ذره‌اى از دوستى دنيا است ، دشمن‌مىدارد « اى احمد ! اگر بنده به اندازه اهل آسمان‌ها و زمين نمازبخواند و روزه بگيرد و همچون فرشتگان دست از طعام بداردو چون برهنگان جامه بپوشد ؛ امّا به قدر ذرّه‌اى از دوستىدنيا يا ميل به شهرت آن يا سرورى و رياستش يا چرب وشيرين و زر و زيورش در دل او بيابم ، از همسايگى من‌محروم خواهد شد و محبّتم را از دل او بر مىگيرم و دلش راتاريك مىسازم تا مرا فراموش كند و شيرينى معرفتم را به اونمىچشانم . درود و رحمتم برتو . ستايش خدا را كه پروردگارجهانيان است . » بيان معنى جملات اين بخش روشن و بى نياز از توضيح است به‌ويژه آن‌كه جملاتى در توضيح بخش‌هاى مشابه در حديث معراج ، در مذمت دوستى دنيا و فضيلت دوستى خدا و ياد و معرفت او ذكر گرديد و به روشنى بر ميزان پستى حبّ دنيا دلالت مىكند تا جايى كه حتى با وجود عبادات بسيار و تلاش‌هاى خستگىناپذير ، بنده را از مجاورت خداوند متعال محروم مىكند و محبت او را از دلش برده ، موجب تيرگى دل و فراموشى خداوند متعال و بالاخره سبب محروميت او از چشيدن شيرينى معرفتش مىگردد . در پايان كتاب مناسب است ، رواياتى در مذمت دوستى دنيا و تيره‌دلى و علت‌هاى آن ذكر شود :