3561 . « رضا ، نتيجهء يقين است . »
3562 . « راضى بودن به عفاف ، منجر به عفاف مىشود . »
3563 . « رضا به قضاى الهى ، بلاهاى بزرگ را آسان مىكند . »
3564 . « گواراترين زندگى براى كسى است كه به آن چه خداوند مقدر فرموده خشنود باشد . »
3565 . « خداوند سبحان امور را آن گونه كه قضاى اوست جارى مىسازد نه آن گونه كه رضاى توست . »
3566 . « عالمترين مردم نسبت به خدا ، راضىترين آنها به قضاى الهى است . »
3567 . « بى نيازترين مردم كسى است كه به قضاى الهى راضى است . »
3568 . « شايستهترين چيزها براى گواهى دادن به ايمان ، رضا و تسليم است . »
3569 . « اگر ايمانت را محكم كردى ، به آنچه از قضاى الهى به سود يا ضرر تو جارى شد ، راضى باش و به غير خداوند سبحان اميد مبند و منتظر آنچه تقدير برايت پيش مىآورد باش . »
3570 . « اگر در مصيبت صبر كنيد ، در آسايش سپاسگزار باشيد و به قضاى الهى راضى باشيد ، خداوند سبحان از شما راضى است . »
3571 . « با رضا به تقدير الهى ، رضاى او را طلب كن . »
3572 . « اساس و پايه قناعت ، رضاست . »
3573 . « رضاى خداوند سبحان همراه طاعت اوست . »
3574 . « دلى كه فريفته دنياست ، چگونه مىتواند عملى كه مايهء رضاست انجام دهد ؟ »
3575 . « هركس به آنچه بر آن تواناست و دسترسى دارد راضى باشد ، يقينش تقويت شود . »
3576 . « هر كس به آنچه خدا برايش قسمت فرمود راضى شود ، بر آنچه از دستش مىرود اندوهگين نمىشود . »
3577 . « هر كس به آنچه خدا برايش قسمت فرمود راضى شود ، به خاطر آنچه در دست ديگرى است ، اندوهگين نمىشود . » « 1 »
هامش
( 1 ) . نيز ، ر . ك : بخش 211 ، 12 و 151 .