بيان
« مَعلَم » در لغت به معنى راهنماى راه و « معلم الشيىء » محلى است كه احتمال وجود آن شيىء در آن مىرود .
با توجه به جمله بعدى حديث كه مىفرمايد « دلش را به معرفت مهر كنم . » شايد مقصود از اين جمله حديث ، اين باشد كه مقام و منزلت عارف به خود را روشن كند ؛ زيرا عارف به خداوند متعال ، حق سبحان را از راه نفس خويش يا ساير مظاهر مىشناسد و مشاهده مىكند ، زيرا خداوند سبحان با هر چيزى هست و بر هر چيزى محيط است ، پس هر جا مظهرى از مظاهر پروردگار باشد ، هر چند آن مظهر نفس شخص عارف باشد ، خداوند سبحان با او و محيط به اوست .
هر كس خداوند دلش را به معرفت خود مهر كند ، حق سبحان را به حقيقت ايمان با اسماء وصفاتش و با هر موجود و مظهرى و محيط به آن مىبيند ، چنانكه خداوند متعال فرمود : « شرق و غرب از آن خداست ؛ پس به هر جا رو كنيد ، وجه خدا آنجاست . » شايد مقصود از اين آيه عيناً همان چيزى باشد كه از اين حديث مورد نظر است ، يعنى عارف باللَّه ، خداوند سبحان را با هر چيزى كه به او توجه كند مشاهده مىكند ، از همين رو تمام اشياء برايش مَعلَم ( محل پيدا كردن ) او خواهند بود .
با اين بيان ، معنى اجمالى جملات بعدى اين فصل نيز روشن مىشود ، زيرا حركت بنده در مسير خير و راهنمايىاش به راه عارفان و قوت عبادت بخشيدن به او و محبوب نمودن عبادت در نزدش و يارى او بر آن ، همگى فرع معرفت حقيقى خداوند است ، نه معرفت اجمالى و ظاهرى .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٢٥